حاشیه نشینی پدیده ای غم انگیز بر تارک سیمای حیات شهری
نگاه که می کنی گمان می بری اینجا تکه ای دیگر از دنیاست. تکه ای که سالهاست در حاشیه ی اذهان باقی مانده تا، هیچ کس علاقه ای به یاد آوری اش نداشته باشد. در همان نگاه نخست چهره ها و پندارهای خیالت یکباره از هم پاشیده و فرو می ریزد. واقعیات تلخ و رنج آور رخ نمایان می کنند و دل انسان را لبریز از درد می سازد.
حاشیه نشینی مفهومی است که به دنبال گسترش شتاب آلود شهر ها طی چند دهه ی اخیر در برخی از کشورهای جهان بویژه کشورهای جهان سوم مطرح و مورد بحث جدی قرار گرفته است و امروز یکی از مهمترین معضلات شهرها در ممالک رو به توسعه می باشد.
وجود محلات حاشیه ای با خانه های نا به هنجار و غیر متعارف، مردمانی با مشاغل موقت و متزلزل، خانوارهایی با درآمد پایین و فقیر، محلاتی غیر بهداشتی و آلوده، مهاجرانی که از یک سو به دلیل تعلق به منشاء روستایی و عشایری سعی در حفظ فرهنگ سنتی خود دارند و از سوی دیگر به علت زندگی در شهر مجبور به اخذ فرهنگ شهرنشینی می باشد.
محله هایی که از نارسایی و کمبود تسهیلات و امکانات رنج می برند و پیوسته با شهرداری ها و فرمانداری ها و ادارات مختلف درگیری دارند. همه و همه نشان از مسئله ای دارند که به حاشیه نشینی معروف است.
در بررسی تعاریف " حاشینه نشینی" به طور کلی به دو برداشت اساسی از مفهوم آن برخورد می شود: برخورد جامعه شناختی و برخورد جغرافیایی، در برخورد نخست، بیشتر از آن که به محل زندگی و شکل سکونت افراد مورد بحث، توجه شود، به زندگی حاشیه ای آنان از نظر اقتصادی و فرهنگی اهمیت داده می شود . از این دیدگاه حاشیه نشین به فردی اتلاق می گردد که وارد متن اقتصادی و فرهنگی جامعه شهری نشده و در حاشیه آن زندگی می کند.
دیدگاه دوم که عینی تر و ملموس تر است به محل سکونت و مورفولوژی مساکن و محلات حاشیه ای توجه می کند. از این زاویه نگرش " نقاط حاشیه نشین، محلات، و مساکنی هستند که نسبت به نقطه ی شهرسازی و مساکن معمول شهر نا به هنجار و غیر متعارف هستند و از نظر مصالح ساختمانی وضع قرار گرفتن ساختمان ها تجهیزات و امکانات زندگی، تسهیلات شهری و فضای سرانه در وضع نامطلوب قرار دارند.
تبریز نیز به عنوان یکی از کلانشهر های بزرگ در غرب کشور با جمعیتی معادل ۶/۱میلیون نفر از این پدیده ی نا متعارف رنج می برد. و به نسبت جمعیت خود بیشترین جمعیت حاشیه نشین کلانشهر تبریز در فاصله سالهای 55 تا 75 بیش از 40 درصد رشد داشته است.
به گفته ی معاون شهرسازی و معماری شهرداری تبریز، نبود اسناد مالکیت (قول نامه ای بودن) بزرگترین مانع حل معضل حاشیه نشینی می باشد.
مهندس محمد عزتی می افزاید: معاونت شهرسازی و معماری شهرداری در راستای نظارت بر ساخت و ساز حریم سال 86 اقدام به تشکیل کمیسیون 6 - 12 کرده است اما این طرح تا این سال مسکوت مانده بود.
مهندس عزتی بر این باور است که مهمترین سیاست در مطالعات حاشیه نشینی شهرداری برای حل این معضل طرح های تفضیلی شهر ها و سیاست توانمند سازی و پیش بینی خدمات عمومی این مناطق و همکاری جمعی و مساعدت دولت در تخصیص اعتبارات ملی و کمک به طرح های تملک و توسعه فضاهای عمومی است
معاون شهرسازی و معماری شهرداری پهنه های حاشیه نشین شهر تبریز را سه پهنه اعلام کرده و آنها را شامل پهنه حاشیه نشین شمالغرب تبریز ( حاشیه نشین در باغات و اراضی کشاورزی ) ، پهنه حاشیه نشین جنوب تبریز (محدوده باغات، حریم اتوبان ها )و پهنه حاشیه نشین غرب تبریز( ساخت و ساز در محدوده آخماقیه، لواسان و اطراف کارخانجات) عنوان کرد.
در این میان سخنگوی شورای اسلامی شهر تبریز هم معتقد است که با احداث دو هزار واحد مسکونی به منظور ساماندهی حاشیه نشینان تبریز می توان این مشکل را حل کرد.
حبیب شیری آذر با اشاره به اینکه این پیشنهاد ارائه شده است، می افزاید: در صورت تصویب این طرح می بایست عملیات اجرایی احداث دو هزار واحد مسکونی در سال جاری آغاز شود.
اجرای طرح های کالبدی
مشاور شهردار تبریز نیز در امور ساماندهی حاشیه نشینی هم از اجرای ده ها طرح کالبدی و فیزیکی در مناطق حاشیه نشین تا پایان سال جاری خبر می دهد و می گوید: این طرح ها در راستای ساماندهی حاشیه نشینی ضلع شمالی شهر، در قالب اجرای طرح های مسیر گشایی و روا بخشی به مرحله اجرا در خواهد آمد.
ذکریا والایی، اجرای خیابان نیمه تمام 42 متری به طول دو هزار و 300 متر و اتصال آن به اتوبان پاسداران از طریق 25 متری ایده لو را از جمله این طرح ها می داند و می افزاید: ساماندهی مناطق حاشیه نشین در ضلع شمالی نیز از سوی شهرداری منطقه یک آغاز شده است این در حالی است که بنا به گفته مشاور شهردار تبریز، اعتبارات سالانه شهرداری ها، پاسخگوی اجرای طرح ها ی حاشیه نشینی نیست و از این رو باید برای جلب سرمایه گذاری های داخلی و خارجی در این بخش تلاش شود.
ریشه های حاشیه نشینی در تحولات بنیادین جامعه ای نهفته است که به شیوه ی خاص کشورهای جهان سوم توسعه پیدا می کند . کنده شدن انسان روستایی و عشایری و حتی شهری از زادگاه خویش و حرکت به سوی شهرهای مرکزی، نخستین جرقه ی تشکیل محلات حاشیه ای را تشکیل می دهد، اما هر مهاجری از هر نقطه و در هر شهر به خودی خود و طبیعتا به حاشیه نشین تبدیل نمی شودبلکه به علت وجود عواملی مانند ویژگی های اقتصادی – اجتماعی و فرهنگی مهاجران عوامل پس ران شهری و همچنین مختصات محلات حاشیه ای شهر ها است که مهاجران تازه وارد تحت شرایط معین به حاشیه نشینان شهری تبدیل می شوند. لازم به یاد آوری است که با وجود تنوع شرایط مهاجران و اختلاف شهرهای مرکزی که منطقاً تنوع عملکردها و نتایج را می طلبد، به نظر می رسد این قانونمندی در توسعه شهری وجود داشته باشد که در شرایط توسعه جامعه به شیوه ی سرمایه داری وابسته پیدایش و گسترش مناطق حاشیه ای در شهرها نسبتا بزرگ و مرکزی اجتناب ناپذیر است.
از این روست که حاشیه نشینی به مثابه یکی از مسائل مهم شهرهای بزرگ کشور خود نمایی می کند و ضرورت شناخت و چاره سازی را به دنبال دارد.
شهردار منطقۀ 7 شهرداری تبریز نیز با اشاره به معضل حاشیه نشینی به عنوان یکی از اساسی ترین مشکلات در شهرداری ها ، بخصوص کلانشهرهای کشورهای جهان سوم و توسعه نیافته گفت : این پدیده به معضل اجتماعی تبدیل شده و در مناطق مانیز این معضل وجود دارد.
مهندس یعقوب انصاری در تعریف حاشیه نشینی ، این معضل را ترکیبی از سرزندگی شهری ، روستایی و ایلاتی با ویژه گی اقتصادی منحصر بفرد نام برده و می افزاید : حاشیه نشینان به سه دسته تقسیم می شوند ، مهاجرانی که از روستاها با رویای رسیدن به امکانات رفاهی خارج شده در حاشیه شهر مسکن می گزینند ، افرادی که به علل های مختلف با فرهنگ شهر نشینی سازگاری ندارند و بر اساس مشکلات مادی و فرهنگی یا بعضی پیش آمدهای ناگوار در شهر زندگی نکرده و به حاشیه شهر ها پناه می برند. و آخرین گروه افراد مجرمی که برای دوری از قانون در حاشیه شهر اسکان گزیده و مخفی می شوند.
وی مناطق حاشیه نشین منطقه هفت را روستاهای آخمقیه ، باغات رواسان عنوان نموده و گفت : شهرداری منطقه هفت در جهت حفظ اراضی بایر و باغات اقدام نموده و نسبت به طرح تملک این مناطق بودجه ای اختصاص یافته است.
مهندس انصاری از ایجاد مدیریت واحد شهری،ایجاد هماهنگی بین دستگاه های مسئول جهت برخورد قاطعانه با متخلفین و عوامل ساخت و ساز غیر مجاز و اوباش ، تقویت ساختار اداری دستگاهها و آموزش به عوامل اجرایی ، تملک به موقع اراضی دارای کاربری عمومی ، آشنا ساختن شهروندان به طرحهای تفضیلی ، و اطلاع رسانی از جمله طرح های تفضیلی هر محل به عنوان راهکارهای اصلی جهت جلوگیری از ایجاد این معضل نام برده و در پایان می افزاید : امیدوارم با برخوردهای مقتدرانه و با برنامه ریزی های اصولی توسط دستگاه های مسئول شاهد ریشه کن شدن این مشکل باشیم.
دبیر ستاد ساماندهی اسکان غیر رسمی آذربایجان شرقی، در این باره یاد آور می شود: 32 طرح در حوزه های مختلف برای مناطق حاشیه نشین تبریز ارائه شده است که 22 طرح آن مورد پذیرش کارشناسان بانک جهانی قرار گرفته است.
به گفته ی خلیل مرد، بیش از 20 درصد شهر تبریز را مناطق حاشیه نشین تشکیل می دهند.
کارشناسان بر این باورند که برای انجام امور زیر بنایی بیش از هر کاری باید به ساماندهی وضعیت حاشیه نشینان شهر تبریز توجه شود تا مشکلات اجتماعی و اقتصادی و حتی بهداشتی که در این زمینه گریبان این کلانشهر را گرفته است، حل شود.
اما نگاه آخر، پندارت را عوض می نماید و تو در دل این بی نظمی، گونه ای از انتظام، در دل شلوغی و تراکم رد پایی از انسجام ، و در میان بی برنامگی ها، غایتی از هدفمندی، و در دل یاس و نا امیدی بارقه های حیات و زندگی را میبینی و اگر همت نمایی با تمام وجود لمسشان می کنی.
آری این مکان حاشیه نشین است و اینان حاشیه نشینان.
منابع:
روزنامه ی همشهری،
مقاله ی دکتر اکبر اصغری زمانی
دستان نیاز ، بر فرمان زندگی
تبریز - خبرگزاری مهر: امروزه زنان در بسیاری از مشاغلی که در حیطه توانایی مردان تعریف شده مشغول به کار شدهاند که البته بسیاری از آنها نه از روی علاقه که از سر اجبار در مقابل دستمزدی اندک و ناچیز به این گونه فعالیتها مشغول هستند.
به گزارش خبرنگار مهر در تبریز، البته نفس اشتغال زنان در جامعه رو به توسعه ما برای زنان در هر رده درآمدی و سطح زندگی که باشند بد نیست اما به هر حال همواره عده ای هستند که به اجبار وارد مشاغل مردانه می شوند.
رانندگی زنان در خودروهای عمومی و کرایهای نیز از جمله این مشاغل است و تاکسی های سبز و آژانسهای حمل مسافر، یکی از این مشاغل به شمار می رود.
شاید اگر چند سال پیش صحبت از رانندگی زنان به عنوان راننده تاکسی به میان می آمد، کمتر کسی پیدا می شد که با قیافه ای حاکی از تعجب این موضوع را رد نکند.
هر چند امروزه نیز با وجود تحقق این امر و بر سر کار آمدن زنان به عنوان رانندگان تاکسی های سبز - تاکسی بانوان - همچنان شاهد نگاه مبهوت و متعجب برخی از اقشار جامعه هستیم اما دیگر به ندرت با کسانی روبرو می شویم که از دیدن زنان در حین انجام کارهایی که مردانه تلقی می شوند، متعصبانه برخورد نمایند.
کلانشهر تبریز در راه اندازی تاکسی های سبز مختص زنان در کشور پیشقدم بوده است. روندی که به گفته مسئولان مربوطه از هفت خوان رستم رد شده و موانع بسیاری را از پیش روی برداشته است.
در این باره با دو تن از زنان راننده به صحبت نشسته ایم. زنانی که در خیابان های شهر تبریز، پا به پای مردان به حمل مسافر البته فقط مسافران زن مشغولند.
فاطمه - ر، دیپلمه است و از خانواده ای نیمه مرفه، چندان مسن به نظر نمی رسد، با لبخندی گرم حضورم را پذیرا می شود. وقتی انگیزه اش را برای ورود به این کار می پرسم، می گوید: از همان دوران کودکی به رانندگی علاقه زیادی داشتم. چندسالی بود که برای گذراندن وقت به دنبال شغلی بودم تا اینکه متوجه حضور آژانس هایی به رانندگی بانوان در سطح شهر شدم و بعد از مراجعه به تاکسیرانی و گذراندن مراحل اداری و دریافت کارت شهری به اینجا معرفی شدم.
او بازتاب این موضوع را در خانواده اش مثبت ارزیابی کرده و ادامه می دهد: خانواده و دو فرزندم مشوقان اصلی من برای ورود به این کار بودند.
وی از ساعات کاری خود اظهار رضایت می کند اما ادامه می دهد: متاسفانه در سطح شهر با برخوردهایی متعصبانه و تبعیض آمیز چه از طرف رانندگان مرد و چه از طرف مردم روبرو هستیم که در اکثر موارد آزار دهنده است.
گذشته از زنانی که از سر اجبار وارد این مشاغل سخت می شوند، هستند کسانی که تنها از روی سرگرمی و گذران اوقات خود و نه برای کسب درآمد در دایره ی زنان شاغل در این حرفه قرار می گیرند، اما در این میان نمی توان، نقش زنانی که از این راه، مردانه چرخ زندگی خود و خانواده را می چرخانند، نادیده گرفت.
به سراغ زنی می روم که می گویند سرپرست خانوار است. گرچه در میانسالی به سر می برد اما گرد و غبار سختی های روزگار او را بیش از سنش نشان می دهد.
دو فرزند دارد، دختری 18 ساله و پسری 14 ساله؛ چهار ماهی می شود که به عنوان راننده تاکسی سبز مشغول به کاوقتی از او دلیل انتخاب این شغل را می پرسم سکوت می کند. گویی در پس خاطره های سوخته ی ذهنش به دنبال پاسخ هزاران چرای بی پاسخ است... بغضش را فرو می خورد، اما چشمان خیسش حکایت هزاران درد است.
نگاهش را به میز می دوزد و به سختی این چنین واژه بر زبان می راند: سرطان دارم، شش سالی می شود که خرج خانه را به دوش می کشم. پسرم با وجود سن کم، دچار عارضه قلبی است در این بین هر ماه 450 هزار تومان قسط پرداخت می کنم.
وی ادامه می دهد: در آغاز با هزاران امید و آرزو وارد این کار شدم، اما متاسفانه درآمد این شغل به علت ساعات کم کاری، کفاف خرج زندگی مرا نمی دهد و متاسفانه نمی توانم پول شارژ آژانس را پرداخت کنم. از طرفی در پرداخت مخارج درمان خود و پسرم نیز مانده ام.
او نیز از رفتار نادرست و متعصبانه مردان راننده گله مند است و مزاحمتهای مردم عادی را از نظارت کم و یا نادرست تاکسیرانی بر می شمارد و مصرانه پافشاری می کند که به وضع زنان تاکسیران بیشتر رسیدگی شود.
رانندگی زنان و راه اندازی سیستم تاکسی های سبز با مشکلات عدیده ای همراه بوده است. با این حال تلاشهای مدیرعامل سازمان تاکسیرانی تبریز جهت به راه اندازی این سیستم و متقاعد کردن جامعه ی تاکسیرانان به ضرورت وجود این بخش غیرقابل انکار بوده است.
محمد دادگر مدیرعامل سازمان تاکسیرانی تبریز در این خصوص می گوید: طرح مسئله تاکسی های سبز هم اکنون در چند شهر استان تهران و شهر تبریز در حال اجراست.
وی با بیان اینکه این طرح از سال 86 در تبریز شروع به کار کرده، می افزاید: سوار نکردن آقایان، خارج نشدن از محیط شهر، عدم ارائه سرویس در حاشیه شهر و عدم فعالیت پس از ساعت 9 شب به عنوان محدودیت زنان تاکسیران در حین جابجایی مسافران است.
دادگر تاکید می کند: تمام این محدودیتها به دلیل سلامت روحی و امنیت اجتماعی خود رانندگان است.
وی در عین حال یادآور می شود: 16 افسر و هشت خودروی گشت به همراه ماموران پلیس همواره ضمن حمایت از رانندگان زن امنیت کاری آنها را نیز تامین می کنند.
مدیرعامل سازمان تاکسیرانی تبریز با یادآوری اینکه در اوایل برخی مقاومت ها و بازتابهای منفی از این طرح به وجود آمده بود ادامه می دهد: با این حال به دلیل فرهنگ خاص مردم با وجود مقاومتهای پیشین به هیچ وجه مشکلی در راه فعالیت رانندگان زن در تاکسی های سبز به وجود نیامده است.
دادگر بازتاب حضور این تاکسی ها را میان خانواده ها مثبت دانسته و گفت: رغبت خانواده ها به ویژه خانم ها برای استفاده از تاکسی های سبز با رانندگان زن بسیار زیاد شده است.
مدیرعامل سازمان تاکسیرانی تبریز مشکل نبود بیمه را مهمترین مشکل این رانندگان دانسته و می افزاید: قبلا قرار بود درصدی از این مبلغ بیمه را دولت تامین نماید که متاسفانه فعلا هیچ کمک و تسهیلاتی در این رابطه ارایه نشده است.
دادگر با بیان اینکه تاکسیرانان زن به ویژه زنان سرپرست خانوار از مشکلات اقتصادی فراوانی رنج می برند، خاطرنشان می کند: برای زنان زحمت کشی که هزینه های خودروهایشان نیز با خودشان است انصاف نیست حق بیمه ماهیانه 50 هزار تومان برقرار شود.
وی در عین حال تاکید می کند: به شدت دنبال راهکارهایی هستیم تا در خصوص بیمه تاکسیرانان تسهیلاتی ارائه دهیم.
مدیرعامل سازمان تاکسیرانی تبریز در ادامه سخنان خود تعداد رانندگان زن تاکسی های تبریز را 50 نفر عنوان کرده و می گوید : 38 نفر از این رانندگان در آژانسهای تاکسی بیسیم سبز مشغول بوده و بقیه به صورت آزاد با تاکسی های زرد رنگ در سطح شهر فعالیت دارند.
وی با اشاره به استقبال مردم و نیز زنان جویای کار از این طرح، اضافه می کند: در آینده نزدیک تعداد تاکسی های بانوان در تبریز به 200 دستگاه خواهد رسید.
B.R.T
اشتیاق مسافران یا تردید مغازه داران ؟
شاید در گذشته ای نه چندان دور، افراد در طول روز با استفاده از ماشین های شخصی به سهولت و سرعت به امور روزانه خود رسیدگی می نمودند، اما امروزه، با بالا رفتن میزان تولید خودروها و افزایش تعداد خودروهای شخصی و روانه شدن آنها در سطح خیابانها، شاهد بروز معضلی به نام ترافیک هستیم. این امر جدای از کُند نمودن ترددها و آلودگی های صوتی و هوا، باعث به وجود آمدن بیماری های روحی و روانی در بین شهروندان، به ویژه رانندگان وسایل نقلیه شده است.
شهرداری تبریز در این خصوص و در راستای به حداقل رساندن معضلات ترافیکی و روان نمودن ترافیک و کاهش تردد خودروها در خیابانها و مسیرهای اصلی و مرکزی شهر، پس از مطالعات فراوان اقدام به راه اندازی سامانه اتوبوس های تندرو در خطوط ویژه نمود که چند هفته ای است در سطح شهر راه اندازی شده و با وجود تمام نواقص، کاستی ها و مزایا و کاربردها، با اقبال رضایت شهروندان روبرو گشته است.
اتوبوس هایی که در حداقل زمان، مسافران را در مسیری مستقیم و بدون ترافیک به مقصد مورد نظر می رساند.
برای لمس بیشتر این موضوع همراه مسافرانی می شوم که سرعت اتوبوس ها در تعجیل آنها برای سوار شدن به طور محسوسی تاثیر گذار بوده است.
از زن میانسالی که روبرویم نشسته در خصوص این طرح و لزوم ادامه آن می پرسم. خانم اسلامپور می گوید: منزل ما در کوی اشکان راه آهن قرار دارد و من برای خرید مایحتاج روزانه ام، هر روز مجبور به طی مسیری طولانی با اتوبوس و تحمل ترافیک سنگین بودم.خوشبختانه از آغاز اجرای این طرح رفت و آمد من بسیار راحت تر از قبل شده و در حداقل زمان به کارهای روزمره خود می رسم.
زن جوانی که کنارم نشسته خود را مرادی معرفی می کند، ضمن اظهار رضایت از راه اندازی این طرح از نقطه نظری دیگر می گوید: جدای از تمام این مزایا، این طرح مردم را در خرید و حمل لوازم خانگی سنگین دچار مشکل کرده چرا که حمل کالاها از درب مغازه تا محل مناسب، با ماشین امکان پذیر نیست. امیدوارم مسئولان با توجه به این نواقص و رفع آنها طرحی بی نقص، برای رفاه حال مردم ارائه نمایند.
آقای محمدی نژاد نیز با لبخندی حاکی از رضایت می گوید: من پس از آشنایی با این طرح؛ دیگر از ماشین شخصی خود استفاده نمی کنم و در کمترین زمان ممکن به مقصد خود رسیده و به کارهای روزانه ام می پردازم.
وی ضمن تشکر از شهرداری و عوامل اجرایی این طرح می افزاید: فرهنگ سازی در جهت استفاده بهینه از این طرح یکی از موضوعاتی است که شهرداری باید به آن توجه نماید.
وقتی از او در خصوص رقم احتمالی کرایه می پرسم، می گوید: مسائل مادی حداقل برای من در بعد دوم قضیه قرار دارد، سریع رسیدن به محل کارم برای من مهمتر از هزینه آن است.
راه اندازی این خطوط در آغاز حتی با مخالفت های صریح شورای شهر همراه بود به طوری که مدبر رییس کمیسیون خدمات شهری شورا از عدم اتمام بررسی تخصصی اعضای کمیسیون ها درباره اتوبوس های B.R.T خبر داده و می گوید: شورای اسلامی تنها با کلیات طرح اتوبوس های سریع السیر موافقت کرده است.
وی در ادامه می افزاید: این طرح با وجود عدم تصویب در شورا در شهر به اجرا در آمده و نصب نرده ها در وسط خیابان ها کاملا غیر اصولی است و از آن جا که به سطح آسفالت نصب شده به زودی فرو خواهد ریخت.
اما با تمام این تفاسیر و با گذشت زمان این طرح با اثبات کارکردهای مثبت و کارآمدی خود هم اکنون مورد توجه بوده و در دستور کار شهرداری های کلانشهرهای تبریز، مشهد و قم قرار گرفته و در کلانشهر های شیراز و اصفهان نیز در دست بررسی و مطالعه می باشد.
شهردار تبریز نیز که برای مشاهده و بررسی کیفیت کار این اتوبوس ها در میان مسافران این خطوط حاضر شده است می گوید: طرح اتوبوس های تندرو با توجه به ترافیک سابق شهر و طی مسیر 18 کیلومتری راه آهن تا میدان بسیج که پیش از این بیشتر از یک ساعت به طول می انجامید در جهت ارزش گذاری به وقت شهروندان شروع به کار نموده است.
علیرضا نوین در ادامه می افزاید: مطالعات این طرح از سال 81 شروع شده و پس از اخذ نمره ی قبولی از شورای عالی ترافیک از سال گذشته توسط کارشناسان و برنامه ریزان مورد بررسی و طراحی های فنی قرار گرفته است.
نوین در ادامه می گوید: مطالعات این طرح موقتی و یک هفته ای نیست و نواقص و مزایای آن کاملا شناسایی شده و تلاش ما بر این است که این نواقص رفع شود.
وی کاهش ترافیک در مواقع کاری مدارس را از اصلی ترین دلایل راه اندازی این طرح برشمرده و گفت: از شهروندان تقاضا دارم تا با صبر و حوصله خود، ما را در راستای از بین بردن مشکلات همراهی نمایند، زیرا هیچ طرحی در روزهای نخستین اجراء، بی عیب و نقص نیست و مرور زمان و شناخت مشکلات در طی اجرای طرح به رفع آنها کمک خواهد نمود.
تجربه به عینه نشان داده است که طرح های بزرگ اجرایی در شهر ها همیشه به نفع تمام شهروندان نبوده و عده ای هرچند معدود دچار ضرر ها و زیان های طرح می شوند. در این میان شاید مغازه داران جزو ناراضیان اصلی این طرح هستند.
وارد یک لباس فروشی می شوم. بعد از معرفی خودم به پیرمردی که پشت پیشخوان نشسته، از او می خواهم تاثیر راه اندازی این طرح را در بازار کارش برایم تشریح کند. با لحنی پدرانه می گوید: چه بگویم ؟ از کاهش درآمد و مشتری ؟! از اینکه دود ماشین ها در داخل مغازه، خفه ام کرده؟ از اینکه دیگر هیچ باری را نمیتوانم در مقابل مغازه خالی کنم و باید برای حمل آن از آن طرف خیابان نیز، کارگر بگیرم!
بی هیچ سخنی از او خداحافظی میکنم. دختر جوانی که پشت پیشخوان عینک فروشی نشسته نیز از بیکاری و کسادی بازار خود صحبت میکند و مصرانه می خواهد تا طرح متوقف شود. او طرح را عامل اصلی رکود بازار می داند و چندان به آن خوش بین نیست!
داخل یک مغازه ی اسباب بازی فروشی می شوم که در همان نگاه نخست بی اختیار کودکی ام را پیش چشمانم، ترسیم می کند. برای آقای علیزاده نیز سوالاتم را تکرار می کنم و بر خلاف تصوّرم، این بار با جواب هایی متفاوت و واقع بینانه روبرو می شوم، او می گوید: تورم مدت هاست که در بازار وجود دارد و این طبیعی است که یک خانواده باید اول به فکر تامین معاش روزانه ی خود باشد و بعد به فکر عروسک خریدن برای فرزندش ! وی می افزاید: این منصفانه نیست که ما این میله ها و اتوبوس ها را مسبب اصلی این کم فروشی ها و بعضا تعطیلی کارمان بدانیم، هر چند شاید چندان بی تاثیر هم نباشد.او وجود این طرح و لزوم آن را مثبت ارزیابی کرده و اضافه می کند: نباید کاهش ترافیک، سروصدا و مواردی که جزو ملزومات ترافیک هستند را نادیده گرفت. سهولت در رفت و آمد، امنیت ماشین ها، اینها جزو مواردی است که قبل از هر چیز برای شهر لازم است.
یک کارشناس حمل و نقل ترافیک نیز بر این باور است که وجود این طرح در کاهش استرس رانندگان و امنیت سفر های داخل شهری بسیار موثر بوده است.
مهندس افراسیاب رسولی با اشاره به برخی از مزایای این طرح می گوید: حذف رابطه ی مستقیم رانندگان با مسافران و تخصیص هوشمندانه سفر با اتوبوسها، سهولت استفاده اتوبوسها برای معلولان و افراد مسن، وجود مرکز کنترل واحد، زیاد شدن بهره وری و کاهش آلودگی هوا از دیگر مزایای این طرح است.
وی پیشنهادات خود را نیز جهت بهبود ارائه خدمات اتوبوسهای تندرو، فراهم آوردن امکان تردد وسایط نقلیه پر سرنشین، مانند تاکسی ون و تاکسی های معمولی در خط راه آهن به آبرسان، آزادی محدود عبور تمام وسایط نقلیه در ساعات غیر اوج سفر از این مسیرها، بار اندازی کالا از ساعت 2 تا 4 بعد از ظهر و احداث پارکینگ عمومی در محدوده ی موزه و مسجد کبود و اختصاصی مسیر برای تردد وسایط نقلیه گردشگران بر شمرد.
از اتوبوس پیاده می شوم و به سیل مسافران می نگرم که مشتاقانه به سمت اتوبوس ها می دوند تا لحظات گمشده شان در میان ترافیک سنگین شهر را دوباره بیابند. اما نگاه نگران مغازه داران بر خطوط ممتدد خیابان لبخند را بر لبانم می خشکاند.
راه طولانی اتوبوس رانی
تا تحقق آرمان "شهروندان"
اگر جزو کسانی باشید که مرتب از اتوبوس استفاده می کنند، مطمئناًمشکلاتی نظیر ساعتها در آفتاب و برف و باران انتظار اتوبوس کشیدن، و تحمل ازدحام مسافران و تلاش فراوان برای سوار شدن به اتوبوس، سرپا ایستادن در بین انبوه جمعیت و نگرانی این که استخوانهایت ضرب برندارد، نگاهی توام با حسرت به مسافرانی که در صندلیهای اتوبوس جاخوش کرده اند و هر آن آرزوی این که کاش به جای یکی از آنها بودی، تجربه کرده اید.( البته در این میان کسانی هم هستند که پس از گذشت سالها در استفاده از اتوبوس در این کار چنان تبحّر یافته اند که حتی اگر در ایستگاه 40 نفر هم مسافر باشد قادر خواهند بود بدون هیچ مشکلی سوار اتوبوس شوند. همچنین در گیر آوردن صندلی خالی در اتوبوس آنچنان حرفه ای هستند که اگر به آنها فرصت داده شود، کتابی جیبی درباره اینکه چگونه در اتوبوسهای شلوغ در صندلی بنشینیم بنویسند!)
اما در کنار همه این مشکلات با افزایش کرایه اتوبوسها در اوایل سالجاری، مشکل دیگری نیز به وجود آمد. تصویب کرایه 350 ریالی شورای اسلامی شهر،نبود پول خرد و دعوای مسافران و رانندگان اتوبوسها در پس دادن یا ندادن 150 ریال باقی کرایه در جای خود حرفها و حدیثهای بیشماری را در چند ماهه اخیر بوجود آورد.همچنین واگذاری بخشی از اتوبوسهای شرکت واحد به بخش خصوصی و مشکلاتی که در این طریق ایجاد شد.
ظهر یکی از روزهای گرم تابستان تبریز است و نگاه منتظر مسافران به انتهای خیابان راسته کوچه دوخته شده تا اتوبوسی از راه رسیده و آنان را از این بلاتکلیفی و گرما نجات دهد.به سراغ زن میانسالی می روم که در کنار دیوار سایه ای یافته تا شاید خستگی اش را کمی تسکین دهد.
وقتی می پرسم چند دقیقه است که منتظر نشسته، می گوید: شاید 20 دقیقه باشد که منتظرم، تا به حال چند اتوبوس از مقابلمان رد شده اما هیچ کدام اتوبوس(113- بهار) مسیری که من قرار است سوار آن بشوم نیست.
او که خود را بازنشسته فرهنگی معرفی می کرد، ادامه می دهد : دیگر حتی برای خرید مایحتاج روزانه نیز علاقه ای به خارج شدن از منزل ندارم.
قبلا که اتوبوسها توسط شهرداری اداره می شد، وضعیت اینطور نبود. دختر جوانی که در کنارم ایستاده زیر لب زمزمه می کند: ما نیم ساعت است که منتظر اتوبوس هستیم اما هنوز شاهد هیچ اتوبوسی نیستم و از بد روزگار تاکسی ها هم وضعیتشان بدتر از اتوبوسهاست و فقط دربستی سوار می کنند.
مریم که دانشجوست ادامه می دهد: پس ندادن باقی کرایه توسط رانندگان ، کمبود اتوبوس،سوار شدن چند برابری مسافران در اتوبوسهایی که شاید چیزی به آخر عمر مفید آنها نمانده، شیشه های کثیف، هوای نفس گیر داخل اتوبوسها، صندلیهای ناجور و ... همه و همه از کمبودهای وضعیت حمل و نقل عمومی ماست.
وی در ادامه می گوید: مسیر های بالای شهر هم کارتی شده اند ( مجهز به سیستم الکترونیکی) و هیچ کس دچار مشکلات مسیر های پایین شهر نیست و من خود این مسئله را نوعی تبعیض و بی توجهی مسئولین در حق شهروندان می دانم.
مهندس جعفر مدبر رییس کمیسیون شهری در جلسه علنی شورای اسلامی شهر با اشاره به مشکلات اتوبوسرانی تبریز می گوید: متاسفانه مردم از عدم پرداخت 15 تومان باقیمانده کرایه توسط رانندگان بخش خصوصی ناراحت هستند. علی رغم تاکید شورا مبنی بر استفاده از کارت الکترونیکی در اتوبوسهای بخش خصوصی شهرداری نتوانست این اتوبوسها را زیر چتر کارت الکترونیکی ببرد.
مهندس حسن سطوتی مدیر عامل شرکت اتوبوسرانی تبریز و حومه نیز با اشاره به سیاست های دولت در واگذاری اتوبوسهای دولتی به بخش خصوصی می افزاید: بر اساس سیاست های دولت و دستور العمل موجود 70درصد اتوبوسهای دولتی می بایست به بخش خصوصی واگذار شود. وی با اعلام عدم تحقق این امر در شرکت واحد دلیل این امر را پایین بودن کرایه اتوبوسها دانست.
مهندس سطوتی با بیان این مطلب که به طور متوسط طبق آمار روزانه 800 نفر مسافر توسط یک اتوبوس بخش خصوصی جا به جا می شود می افزاید: با احتساب 35 تومان کرایه ماهانه 30 روز فعالیت، درآمد ماهیانه اتوبوسهای بخش خصوصی 840 هزار تومان می باشد که از این میزان با احتساب دست مزد دو نفر راننده اتوبوس چیزی باقی نمی ماند.
در صورتی که برای هر اتوبوس ماهیانه 600 هزار تومان جهت تعمیرات و .. لازم است، تا بتواند ارائه خدمات دهد.
وی از واگذاری 124 دستگاه اتوبوس شرکت واحد به بخش خصوصی در 3 ماه اخیر خبر داده و می افزاید: در یک ماهه ی اخیر نیز 77 دستگاه دیگر به بخش خصوصی واگذار شده و در حال حاضر 70 پرونده نیز در دست بررسی است.
مدیر عامل شرکت واحد اتوبوسرانی جهت تشویق و ایجاد رغبت در بخش خصوصی از ارائه امکانات به این بخش خبر داد و افزود: هیئت مدیره اتوبوسرانی تمهیداتی را در بحث تعمیرات و ارائه خدمات به بخش خصوصی اندیشیده است.
همچنین در بحث پرداخت 14 درصد کارمزد بخش خصوصی به شرکت الکترونیکی جهت نصب این سیستم به اتوبوسها، نصف این کارمزد توسط شرکت واحد پرداخت خواهد شد.
با توجه به مشکلات متعدد موجود شرکت واحد اتوبوسرانی شهرداری لایحه ای را جهت افزایش کرایه اتوبوسها تقدیم شورای اسلامی شهر در دفاع از این لایحه گفت: قیمت حمل و نقل مسافر در حال حاضر 125 تومان است و ما هر ماه مجبور هستیم به شرکت واحد اتوبوسرانی 350 میلیون تومان یارانه بدهیم . ارتقای خدمات اتوبوسرانی نیز مستلزم افزایش قیمت بلیط اتوبوس ها است و سیاست دولت نیز هدفمند کردن یارانه ها می باشد.
تعدادی از اعضای شورای اسلامی شهر این طرح را منوط به ارائه طرح جامع از سوی شرکت اتوبوسرانی کردند که این طرح نیز از سوی شرکت واحد آماده و ارائه شده است.
شرکت واحد اتوبوسرانی و معاونت حمل و نقل ترافیک پس از ماه ها مطالعه و عملیات اجرائی اتوبوسهای تندرو (BRT ) را از میدان راه آهن تا میدان ساعت تبریز و در ادامه تا چهار راه آبرسان به مرحله اجرا در آورده اند که در نخستین روزهای اجرای این طرح به دلیل تغییر ساختار هندسی خیابانهای منتهی به میدان ساعت و برخی خیابانهای هسته مرکزی شهر موفق بوده و با استقبال بی نظیر مردم به جهت رسیدن به مقصد در حداقل زمان روبرو بوده است.
به گفته مدیر عامل شرکت واحد اتوبوسرانی، تبریز با ایجاد خط BRT هدایت خواهد شد تا مسافران در کمترین زمان با هزینه بسیار مناسب به مقصد برسند .
زن میانسالی در اتوبوس سریع السیر در مسیر نصف راه از اجرای این طرح ابراز رضایت نموده و می گوید: قبلا برای رفتن به میدان ساعت از راه آهن مجبور بودیم دو تاکسی عوض کنم. اما اکنون با سوار شدن به این اتوبوسها کارم بسیار آسان شده است.
لبخند رضایت را می توان در چهره بسیاری از مسافران اتوبوس های تندرو مشاهده کرد.
نویسندگان: فاطمه داداشی – مینا رزمی
سلام بـر "بـانـویـی" که قلبـش بوی سیـب میداد
باز من در بستر زمان پژمرده ام
وجودم پوسته ی خالی تنهاییست
و هوای درونم پر از تکرار قصّه ی دردهای "تو"
فریادم از درون سکوت می بلعد
خروش درون می سایم بر دیوار ِ سخت لحظه های تلخ
ببین بانــــوی آب !
ببین که اشک چگونه با گونه ی تَــــرَم - از هــ ــ ـراس نبودنت - عشقبازی می کند
ببین که آسمان چگونه بر ستون های درد ایستاده
ببین که دستهایمان چگونه از گور زندگی بیرون مانده
ببین که بی "تو" بـازوان استوار علی چگونه بی تـکیـــه گاه مانـــــد .
آه ؛ فاطمه !
فــاطـمــه !
فـ ـاطـمـ ــ ــهـــــــ !
بر من ببخشای
بیا و مرا به حلاوت یک لبخند میهمان کن !
این روزها
از بار غم است
که چرخ زندگیم شکسته
بیا !
بیا و مرا به سرزمین آفتاب ببر
به ساحت چشمانی
که شفافی باران را
بر باور من فریاد زند
به اندام نارس ترین میوه ها
که عشق را
در تابستانی داغ
به انتظار نشسته اند
بیا !
بیا و مرا تا سجّاده ی یاس بدرقه کن
بگذار تا بی پناهی چشمانم
پشت پرچین صدای تو
پنهان شود
بگذار تا در صلابت دستانت
از نو جوانه زنم
بیا !
بیا و بگذار در شریان پر پیچ و خم این تن
حیرت حضورت را بغض کنم
عروس صلح !!! کشته شد
راننده كاميون زن تنها را سوار كرد و او را در جاده فرعى شهر «قبضه» مورد آزار و اذيت قرار داد و كشت، بعد هم متوارى شد. ایران: كشته شدن بانويى كه براى مبارزه با جنگ و خونريزى، لباس سپيد به تن كرد تا دور دنيا را بپيمايد مردم تركيه و ايتاليا را شوكه كرد.«ژوزفينا پاسكواله» زن ۳۳ ساله ايتاليايى، براى جلب توجه جهانيان به صلح، با لباس سپيد و پاى پياده حركت به دور دنيا را آغاز كرد.او در طول مسير گاهى سوار خودروهاى بين راهى مى شد تا خود را به شهر برساند. «ژوزفينا» به نزديكى هاى استانبول در تركيه رسيده بود كه سفرش به خط پايان رسيد. با انتشار خبر اين جنايت، مردم تركيه و ايتاليا شوكه شدند. ديروز تصوير «ژوزفينا» در صفحه نخست تمامى خبرگزارى ها و روزنامه هاى اين دو كشور نقش بست.نخست وزير تركيه در پيام رسمى ضمن اعلام تسليت، با خانواده قربانى و مردم ايتاليا ابراز همدردى كرد. ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ خبر تازه ای بود.. اما ، اتفاق تازه ای نیست. بارها شاهد چند دست از این اتفاقات بوده ایم.نمایش های سنبلیکی که به هزاران منظور باطنی و یک منظور ظاهری انجام میگیرد و مثل معروف " به نام تو ، به کام من " را یاد آور می شود. چند روز پیش نیز در یکی از همین مجلات داخلی ( سراسری ) خواندم نوشته بود مردی ، به یاد هر کودک کشته شده ی عراقی کفشی در داخل سبدی بزرگ می اندازد. این ها اولین ها بودند. _ بر واژه ی اولین تاکید بسیار دارم _ اولین عروس صلح ، اولین مردی که ... هزاران نمونه ی دیگر را میتوان نام برد که تنها خواسته اند اولین باشند. اولین !!! آیا واقعا هدف ، جار زدن صلح بود یا یادی از کودکان عراقی؟ قصد پر گویی ندارم.جواب سوال واضح است . ولی کاش ، برای ارضای عقده های خود ، راه های دیگری را برگزینیم. همین !
چرا كه يك راننده كاميون زن تنها را سوار كرد و او را در جاده فرعى شهر «قبضه» مورد آزار و اذيت قرار داد و كشت، بعد هم متوارى شد.
فضای بعد از انتخابات را هیچ حواست هست ؟
درست فردای روز انتخابات با تلفن همراه چهار تن از نمایندگان تماس گرفتیم.
هر چهار گوشی خاموش بود !
و اما شما جنابان نماینده !
تقصیر شما نیست !!
ما سالهاست که عادت به مشارکت مردمی داریم ... نه مشارکت اجتماعی ! *
__________________
* کسی اگر توضیحی خواست ، توضیح اش می دهیم .
پ ن :
- من دچار خفقانـــــــم ، خفقاااااااااااااان !!!
-هيچ اگر سايه پذيرد ، ما همان سايه هيچ ايم
حجاب ، بنزين ، قليان
چندي پيش طي طرحي ضربتي كه از طريق رسانه هاي جمعي به اطلاع عموم رسيد، مقرر گرديد تا جهت گسترش امنيت اجتماعي و ايجاد جوّي موافقتر با موازين اسلام در كشور ، مبارزه با بد حجابي آغاز گردد . مصاحبه هاي گوناگوني توسط سرداران نيروي انتظامي انجام گرفت و توضيحات مفصلي در رابطه با اهداف اين طرح ، مطرح گشت .
ماموران با ايستادن در سر خيابانها و معابر و گذرهايي كه امكان حضور افرادي اين چنين ( همان بد حجاب) وجود داشت و با تذكر هايي – در انواع گوناگون – در راستاي اجراي اين طرح تلاش نموده و از هيچ اقدامي در جهت هر چه بهتر پيش بردن اين امر فرو گذار نبودند . دوباره موضوع جديدي مطرح شد و خوراك خبري تازه اي به ميان آمد . پير و جوان صحبت از اين برخورد ها داشتند . عدّه اي مخالف و عدهّ اي موافق قضايا بودند.
جو حاكم در شهر ها براي عدهّء مخالف – كه متاسفانه كم هم نبودند – رعب انگيز شد و تردد ها با احتياط و ترس همراه .
رسانه هاي خارجي با پخش بعضي تصاوير سعي در نشان دادن سبوعيت ايرانيان داشته و ايران را دوباره به اتهام رعايت نكردن حقوق بشر زير سوال بردند ( ؟؟؟!!!)
مدتي گذشت ، اما مردم هنوز شكل ثابت گذشته را حفظ كرده بودند . طرح اجرائي ،به سكوني عجيب بدل شد و به همان شتاب آغازين پايان يافت . مبارزه با بد حجابي كم كم در اذهان مردم كم رنگ شد و بنزين در صدر اخبار رسانه ها قرار گرفت . اجراي طرح سهميه بندي بنزين نيز با مشكلات فراواني همراه بود و اعتراض مردم و بلاخص رانندگان تاكسي را بر انگيخت .
كارتهاي سوخت به سختي و با تأخير ( گاهي فراوان ) در اختيار صاحبان خودرو قرار مي گرفت . بنزين ، آزاد و به صورت غير قانوني و با قيمت هاي گزاف به فروش مي رفت .
تشكيل بازار سياه بنزين در پمپ بنزين ها ،فروش سهميه بنزين توسط صاحبان خود تاكسي ها و خودرو هاي عمومي ، افزايش تعداد خودرو هاي تك سرنشين ، سر
باز زدن تاكسي ها از حمل مسافران و در نتيجه ايجاد مشكلات فراوان در حمل و نقل مردم در سطح شهر و سنگين ماندن ترافيك از طبعات اجراي اوليه طرح بود.
مشكلات طرح تا حدودي شناسايي شده و دستخوش تغييراتي گشت ، اما همچنان بر نقايص زيادي استوار بود.
باز هم با گذشت زمان ، اين اكسير آرام بخش ،بنزين ديگر مثل گذشته بازار داغي نداشت ، و در اين فاصله هر كس به نوعي راه حل مبارزه با مشكل خود را يافته بود و بنزين هم به مشكلي ديگر از مشكلات روزمرّهء مردم اضافه گشته و با آن عجين شد .
در ادامهء طرح ضربتي مبارزه با مفاسد اجتماعي جمع آوري قليان ها و بهبود وضع چايخانه هاي سنتي قرار داشت.
يك مبارزهء ديگر براي رسيدن به وضعي بهتر !!!
اما باز به چه قيمت ؟
نمونه هاي بالا يك مشت نمونه خواري از تصميمات عجولانه اي است كه در اين آب و خاك شكل مي گيرد .اما وقتي ضعف فرهنگي و آموزشي در انتقال مفاهيم - چه انقلابي و چه فرهنگي- خود را در قالب هاي مختلفي مانند بد حجابي و استفاده نادرست از امكانات نشان مي دهد . تنها و صرفا پاك كردن صورت مساله نميتواند راه حل مناسبي براي از بين بردن آن مشكل باشد .
پ ن :
با سلام
به دلیل شروع امتحانات تا ۲۰ بهمن نیستم ...
به درویشی قناعت کن،که سلطانی خطر دارد
گفتند شنیدیم که یکی از سردارن و شهرداران و سیاست مداران و ... ( از پیوست دیگر عناوین شغلی به علت طولانی تر نشدن، معذوریم ) در یکی از تالارهای لوکس تهران با شامی مفصل و مراسمی که بی شباهت به مراسم اشراف نبوده از میهمانان خود پذیرایی کرده و از قضای روزگار! ماشین صد میلیونی و لباس عروس چند میلیونی و مهریۀ چند میلیاردی و ... از مکمّلات این میهمانی بوده .
- اصلا به ما چه مربوط که یکی از این رجال مملکتی با پول خودش!!! برای پسرش عروسی آن چنانی گرفته ؟
آقا، دارندگی برازندگی !!!! شعار ساده زیستی و مبارزه با کاخ نشینی و سوختن دل امثال منی که لنگ شاید چند قرانیم، کیلیویی چند ؟
به هر حال باید بین ما و اونا یه فرقی باشه دیگه !!!
اما نمیشد فراموش کرد
وقتی روی صندلی داغ نشسته بودی برای هم قطارانت اشک میریختی این چنین نمی نُمودی.
نامه حضرت امیر به عثمان ابن حنیف را حتما خوانده ای یا حتما در موردش شنیده ای. می دانی که حضرت در آن نامه بسیار تند با عثمان ابن حنیف برخورد می کند. و باز می دانی که تنها جرم عثمان این بوده است که در مجلسی آنچنانی شرکت کرده است. و باز جالب است که صاحب مجلس مرد بی ایمان و نا آشنا به حلال و حرام نبوده است. یعنی علت تندخویی حضرت امیر به عثمان حلال و حرام غذای آن مجلس نبوده بلکه علت، شرکت در مجلس "مترفین" بوده است.
قطعا عثمان ابن حنیف خدمات بسیار بیشتری از شما به اسلام کرده بود که حضرت امیر او را بدان سمت منصوب کردند، اما این دلیل نشد که حضرت امیر در برخورد با او مسامحه کند.
حرف آخر :
شب اگر سیر خوابیدی و دانستی که همسایه ات سرگرسنه بر بالین گذاشته، به اسلام و مسلمانی ات،شک کن.!

